رهایی از اگرها و شایدها: هنر بیخیال شدن:
در علوم اعصاب، «حالت پیشفرض» مغز وقتی فعال میشود که هیچ کاری انجام نمیدهی – همان لحظهای که ذهن در گذشته و آینده پرسه میزند. این شبکه، مرکز نشخوار فکری است و فعالیت بیش از حدش با افسردگی و اضطراب ارتباط مستقیم دارد. گفتن «هر چه باداباد» در واقع یک فرمان عصبی برای خاموش کردن موقت همین شبکه است. راهبان بودایی قرنهاست با مدیتیشن همین کار را میکنند؛ آنها یاد گرفتهاند تماشاگر افکار باشند، نه زندانی آنها. جالب اینجاست که باور به «تقدیر» در فرهنگهای مختلف، از استوا تا فلسفه رواقی، دقیقاً همین مکانیسم کاهش بار شناختی را هدف گرفته است.
راهکار:
پذیرش رادیکال در روانشناسی میگوید مقاومت در برابر آنچه نمیتوانیم تغییر دهیم، رنج را چند برابر میکند. «هر چه باداباد» یک استراتژی بقا نیست، یک تخلیهٔ ذهنی موقت است تا مغز از چرخهٔ نشخوار فکری خارج شود و دوباره قدرت تصمیمگیری پیدا کند. دفعهٔ بعد که در تلهٔ «اگرها» گیر کردی، از خودت بپرس: «آیا این فکر الان به دادم میرسد یا فقط خستهام میکند؟»