جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

همذات پنداری با غم

1 پست
متن های همذات پنداری با غم / بهترین متن همذات پنداری با غم [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
درونم دردیست بی‌پایان؛ نه ناله می‌کند نه تمام میشود فقط عمیق‌تر می‌کَنَد، تا جایی که
خود من می‌شوم همان غم.️
3.8
غمگین روانشناسی عمیق شدن درد درون درد بی پایان روانی همذات پنداری با غم تبدیل شدن به غم
در علوم اعصاب، وقتی درد هیجانی مزمن شود، قشر سینگو...

درد بی‌پایان و تبدیل شدن به غم: عمق روانی یک هم‌آمیزی:

در علوم اعصاب، وقتی درد هیجانی مزمن شود، قشر سینگولیت پیشین و اینسولا بیش‌فعال می‌مانند و پیوندی کاذب بین «خود» و رنج شکل می‌گیرد؛ گویی مسیرهای عصبی دیگر نمی‌توانند بین منبع درد و هویت تمایز قائل شوند. حاصل این نوروپلاستیسیته، همان حس عمیقی است که شرح دادی: تبدیل شدن به خودِ غم. گاهی رهایی از این چرخه، نه با خاموش کردن درد، بلکه با بازسازی حس جدا از آن بودن ممکن می‌شود.

راهکار:

این حس که غم نه فقط چیزی درون تو، بلکه خودِ تو شده، در روان‌شناسی «هم‌آمیزی شناختی» نام دارد: فاصله‌ای بین خودآگاهی و هیجان از بین می‌رود. در رویکرد ACT می‌گوییم: تو آسمان هستی، نه ابرهایش. درد یک میهمان دیرینه است، اما تو فضایی داری که می‌توانی آن را در بر بگیری، بی آنکه خودت را با آن یکی بدانی. این تغییر ظریفِ دید، اغلب دروازه‌ی رهایی از رنج عمیق است.

مشابه ها