از هرکس خودم را میپرسم، نشانی تو را میدهد:
در روانشناسی، پدیدهای به اسم «همپوشانی خود و دیگری» داریم: وقتی عمیقاً عاشق میشویم، مرزهای هویتیمان با معشوق در هم میآمیزد. اسکنهای مغزی نشان میدهند ناحیه قشر پیشپیشانی میانی، که نماینده «خود» است، با دیدن تصاویر شریک عاطفی هم فعال میشود – انگار معشوق بخشی از خود میشود. این را نظریه «بسط خود» میگویند: عشق، هویت ما را گسترش میدهد تا دیگری را در برگیرد. سؤال اینجاست: در تجربه تو، اینهمانی با او گسترش خود است یا محو کامل مرزها؟
راهکار:
اینکه هرکس نشانی «تو» را به جای «من» میدهد، یعنی هویت تو و معشوق در نگاه دیگران هم در هم تنیده شده. شاید نسخهای تازه از خود در حال ظهور است: «منی» که بدون «او» تعریف ناپذیر میشود. به جای گمشدن در او، داری منبسط میشوی تا سایهاش را هم در خود جا دهی.