بنازم غیرت غم؛ همراه همیشگی روزهای تنهایی:
در روانشناسی تکاملی، غم یک سیستم هشدار باستانی است؛ خلق پایین موقت، جزئینگری و تفکر تحلیلی را در موقعیتهای مبهم تقویت میکند. مغز درد هیجانی را در همان شبکهای پردازش میکند که درد جسمی را؛ برای همین غمِ همراه، مثل زخمی است که مدام حضور خود را اعلام میکند. در ادبیات فارسی نیز غم یار رازدار است، نه دشمن. پارادوکس اینجاست: اگر غم نبود، بخشی از محرک آفرینش هنری خاموش نمیشد؟
راهکار:
غم اینجا نه تنها مهمان ناخوانده، بلکه محافظی است که حاضر نیست صحنه را ترک کند. میشود آن را سایهای دانست که به نورِ توجه، شکل واقعیاش را نشان میدهد؛ شاید تاوانِ حساسیت بالای توست، نه ضعف. اگر روزی نماند، شاید جای خالیاش بیشتر از خودش بترساند.