غرور و تنهایی؛ وقتی همه میروند:
دردِ طردشدگی فقط یک حس شاعرانه نیست؛ نوروساینس نشان داده هنگام «رفتن دیگران»، مغز همان مسیرهایی را فعال میکند که برای درد فیزیکی به کار میروند (ناحیهٔ کمربندی پیشین). پس غرورت، در واقع برجستگیِ ضدبیحسیِ بدن است، نه لجبازی. اگر اینطور است، چرا هنوز «بچسب به غرورت» را میگوییم؟
راهکار:
شاید غرور سپر نیست؛ آینهی تمامقدی است که بعد از رفتن همه، تنها کسی که در آن میماند خودِ تویی.