حس کمبود در میان همه داشتهها:
در روانشناسی به این پدیده «فاصلهٔ لذتجویانه» میگویند. مغز ما به طرز شگفتانگیزی سریع به هر خواستهای عادت میکند و آن را به خط پایهٔ جدید تبدیل میکند. به همین دلیل است که پس از رسیدن به آرزوهای بزرگ، باز هم خلأ را حس میکنیم. این مدار عصبی باستانی که روزی برای بقا در قحطی ضروری بود، امروز در وفور نعمت، ما را به جستجوی بیپایان «چیزی که باید باشد» محکوم کرده است. اگر قرار بود هرگز حس نکنی چیزی کم است، آیا اصلاً حرکتی در مسیر تکامل شکل میگرفت؟
راهکار:
این جمله ناخودآگاه به «شکاف لذت» اشاره دارد: سیستم پاداش مغز چنان طراحی شده که آنچه را غایب است برجستهتر از آنچه هست ببیند. این میراثی از نیاکان شکارچی ماست که مجبور بودند همیشه به دنبال منبع بعدی بگردند. پس این حس نه نقص زندگی، که زمزمهٔ یک سازوکار کهن برای بقاست.