همه چیز بازی است، حتی عشق – نگاهی به فلسفه بازی:
در نظریه بازیها، عشق اغلب به عنوان «معمای زندانی تکراری» مدل میشود. استراتژی بهینه برای بقای رابطه، «چشمدرمقابلچشم» است: اول همکاری، سپس دقیقاً مثل رفتار طرف مقابل. جالب این که این مدل ریاضی نشان میدهد مهربانیِ مشروط (نه سادهلوحی) پایدارترین استراتژی است. آیا عشق واقعاً یک بازی با قوانین ثابت است یا قوانینش را خودمان میسازیم؟
راهکار:
این نگاه عشق را به یک بازی با قواعد ثابت تقلیل میدهد. اگر بخواهیم آن را بازنویسی کنیم: شاید عشق بازی نیست، بلکه همان بازیکنی است که قواعد را خودش تعریف میکند. «اگر همه چیز بازی است، پس خودت قوانین را بنویس.»