هم درد، هم درمان: وقتی یک نفر هر دو نقش را دارد:
در اساطیر یونان، «فارماکون» واژهای برای چیزی بود که هم زهر بود و هم پادزهر. در روانشناسی نیز «تروما باندینگ» نشان میدهد پیوند عمیق با فردی که در مقاطعی درد ایجاد میکند، بخشهایی از مغز را مثل اعتیاد فعال میکند. دوپامینِ حاصل از آشتیِ پس از تنش، همان مداری را روشن میکند که در قمار روشن میشود—چرخهای که توضیح میدهد چرا یک نفر میتواند هم درد باشد و هم درمان. مغز ما گاهی درمان را در تکرار درد جستجو میکند. این پارادوکس را چطور در تجربههای خودت دیدهای؟
راهکار:
این جمله معمای «فارماکون» در فلسفه و روانشناسی را زنده میکند: مادهای که هم زهر است و هم پادزهر. در روابط انسانی، این دوگانگی اغلب ریشه در چرخههای تروما-باندینگ دارد؛ جایی که منبع درد، آشنا و در نتیجه غلطانداز، تسکیندهنده به نظر میرسد. شاید سؤال واقعی این نباشد که چطور یک نفر هر دو میشود، بلکه این باشد که چرا ما گاهی برای درمان، به همان دستی که زخم زده است چنگ میزنیم.