طنز تلخ: اگر مدرسه پولدار میکرد، معلمها بیامو سوار میشدند نه پراید:
پارادوکس 'بازدهی تحصیلات': طبق مدل سرمایه انسانی گری بکر، تحصیلات باید درآمد را افزایش دهد، اما در بازار کار ایران، بازدهی شغلی معلمان ۲.۳ سال کمتر از میانگین جهانی طول میکشد تا هزینههای تحصیلشان جبران شود. دلیلش این است که نظام آموزشی ما 'کالای عمومی' تلقی میشود نه 'سرمایهگذاری خصوصی'؛ یعنی ارزش تولیدی معلم در جیب خودش نمیرود، بلکه به صورت بهرهوری نسل آینده پخش میشود. یک سوال: اگر قرار بود شما به معلمتان حقوق بدهید، چند درصد درآمد ماهانهتان را میدادید؟
راهکار:
شوخی شما یک واقعیت آماری را رو میکند: درآمد معلمان در ایران به طور متوسط ۶۰٪ کمتر از مشاغل همسطح تحصیلی در بخش خصوصی است. حالا تصور کنید اگر به جای تمرکز صرف بر 'درس خواندن برای پولدار شدن'، مدرسهها یک واحد 'سواد مالی' داشتند که تفاوت دارایی و درآمد را یاد میداد، شاید معلمها هم بیامو سوار میشدند.