همه مرغها حیلهگرند اگر روباه راوی داستان بود:
در روانشناسی شناختی، «اثر راشومون» ثابت میکند حتی خاطرات چند شاهد از یک واقعهٔ عینی، کاملاً متناقض و سوگیرانه ثبت میشوند. مغز ما گذشته را بر اساس منافع و هویت کنونیاش بازنویسی میکند. تاریخنگاری نیز مصون نیست: اگر مارها کتاب تاریخ حیوانات را مینوشتند، انسان هیولایی بیپا و بیدست بود. این پارادوکس روایت در رسانههای امروز هم جاری است؛ الگوریتمها هم هرکدام «روباه» خودشان هستند. اگر قرار بود درختان راوی زندگی ما باشند، تمدن بشری چه شخصیتی پیدا میکرد؟
راهکار:
پدیدهٔ «سوگیری تأیید» در روانشناسی میگوید مغز ما تنها روایتهایی را بیچونوچرا میپذیرد که منافع و هویت فعلیمان را تأیید کنند. دفعهٔ بعد که داستانی شنیدید، مکث کنید و بپرسید: راوی از چه میترسد یا چه منفعتی در این روایت دارد؟