پایان نمایش و لحظهی عریانِ حقیقت:
در یونان باستان، بازیگران با ماسکی به نام «پرسونا» روی صحنه میرفتند؛ همین واژه بعدها شد «شخصیت». تکاندهندهتر اینکه ماسکها سوراخِ دهانی داشتند که صدا را تشدید میکرد، یعنی نمایش نه برای پنهانکردن، بلکه برای بلندترشنیدنِ حقیقت بود. وقتی نمایش تمام میشود، حقیقت عریان میشود چون دیگر هیچ «پرسونایی» نیست صدایش را تقویت کند. سؤال: آخرین بار کی نقاب را برداشتی و صدای خودت را شنیدی؟
راهکار:
این جمله را میتوان به لحظهای تشبیه کرد که چراغ سالن سینما روشن میشود؛ همه از فیلم بیرون میآیند، ولی حقیقتِ عریان همان آدمی است که کنارت نشسته و در طول فیلم فقط دستت را گرفته بود.