تحمل رنج این دنیا وقتی حق ما نبود:
در روانشناسی اجتماعی، باور به «دنیای عادلانه» باعث میشود انسانها رنج دیگران را توجیه کنند؛ اما وقتی خودشان قربانی بیعدالتی میشوند، این باور فرو میریزد و اضطراب وجودی ایجاد میکند. پژوهش لرنر نشان داد مغز برای کاهش این اضطراب، یا قربانی را مقصر میداند یا به معناهای غیرمنطقی پناه میبرد. جمله شما دقیقاً همان لحظه شکستن این توهم است؛ لحظهای که مغز بین پذیرش بیعدالتی و تحمل رنج، راهی جز روایت شخصی پیدا نمیکند.
راهکار:
این جمله را میتوان از لنز «تابآوری وجودی» دید: رنجی که بیحق کشیده میشود، در ادبیات عرفانی اغلب بهای عبور از توهم کنترل است؛ یعنی جهان قرار نبود عادلانه باشد، بلکه ما یاد میگیریم با وجود بیعدالتی، معنا بسازیم.