نقدی بر ایمان مردانه که با یک گیسو میلرزد:
در روانشناسی، پدیدهٔ «فرافکنی» (Projection) دقیقاً همین است: فرد ناامنی درونی خود را به عامل بیرونی (مثلاً موی زن) نسبت میدهد تا از مواجهه با ضعف ایمان خود فرار کند. جالب است که در تاریخ ادیان، بسیاری از قوانین پوشش در واقع برای کنترل اضطراب مردان وضع شدند، نه برای تعالی معنوی. آیا جامعهای که ایمان مردانش به یک تار مو وابسته است، اصلاً شایستهٔ نام «مذهبی» هست؟
راهکار:
این جمله یک پرسش بلاغی قدرتمند است. میتوان آن را به عنوان شروعی برای بحث دربارهٔ «ریشههای روانشناختی کنترل ظاهر زنان در فرهنگهای مردسالار» بازتعریف کرد: آیا ایمانی که برای بقا نیاز به حجاب دیگران دارد، اصلاً ایمان است یا نوعی ناامنی پنهان؟