کاش میشد لحظههای خوب را لای دفتر خاطرات نگه داشت:
مرور خاطره هرگز «پخش فیلم» نیست؛ مغز هنگام یادآوری، خاطره را از نو میسازد و در همان لحظه تغییرش میدهد. این «بازتثبیت حافظه» باعث میشود هر بار که به لحظهی خوب فکر میکنیم، آن را کمی جذابتر یا حتی دورتر از واقعیت به خاطر بسپاریم. جالبتر اینکه لبخند زدن به خاطره، دوپامین و سروتونین آزاد میکند، اما همان انتقالدهندهها در ثبت خاطره جدید هم نقش دارند؛ یعنی خاطرهگوییِ امروز، فردایِ خاطره را میسازد. پس شاید راهحل، خشککردن نیست؛ زندگیکردن است.
راهکار:
اینجا میشود بهجای «خشککردن»، «کاشت» را پیشنهاد داد: هر شب یک جمله از یک لحظه خوب را در دفتر بنویس؛ بعد از یک سال، مرور آن دفتر مثل باغچهای از لبخندهاست.