جریان زندگی در خانه پدری ...
خونه همیشه گرم بود
غذا رو که میپخت، میذاشت رو بخاری تا گرم بمونه ...
چایی همیشه تازهدم بود
تمام مسیر مدرسه رو تو روزهای سرد زمستون میدوییدم که برسم به این لحظه، لحظهای که اسمش رو میشه گذاشت:
وقتی مامان خونه بود ...
پر نقشتر از فرش دلم بافتهای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
️
خونه همیشه گرم بود
غذا رو که میپخت، میذاشت رو بخاری تا گرم بمونه ...
چایی همیشه تازهدم بود
تمام مسیر مدرسه رو تو روزهای سرد زمستون میدوییدم که برسم به این لحظه، لحظهای که اسمش رو میشه گذاشت:
وقتی مامان خونه بود ...
پر نقشتر از فرش دلم بافتهای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
️
-
غمگین مهربانی دویدن در زمستان برای خانه گرمای خانه قدیمی حضور مادر در خانه خاطرات خانه پدری ...