جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

حضور در خلاء

1 پست
متن های حضور در خلاء / بهترین متن حضور در خلاء [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
نگاه کردم، اما خود را پیدا نکردم. تصویر در آینه شکسته بود و تکه‌ها، مثلِ خاطرات، بی‌نظم روی زمین پخش شده بودند. جهانِ من هم همین‌طور بود؛ تکه‌تکه، بی‌شکل و بی‌رنگ. تنها چیزی که در این تصویرِ درهم‌شکسته، هنوز مشخص و بی‌رحمانه بود، تپشِ قلبم بود که به من یادآوری می‌کرد هنوز در این خلاء، حضور دارم.️
3.0
تنهایی فلسفی احساس پوچی شکستن آینه حضور در خلاء تکه تکه شدن هویت
هویت از تصویر نمی‌آید؛ از سیگنال‌های درون‌حسی می‌آ...

احساس پوچی و تکه‌تکه شدن هویت در آینهٔ شکسته:

هویت از تصویر نمی‌آید؛ از سیگنال‌های درون‌حسی می‌آید. در تصویربرداری عصبی، وقتی فرد به تپش قلب خودش گوش می‌دهد، ناحیهٔ اینسولا فعال می‌شود که بازنمایی «خودِ بدنی» را می‌سازد. پس حتی با آینه‌ای هزارتکه، همان نبض می‌تواند آخرین مرز یقینِ وجودی باشد. جالب‌تر اینکه در اختلال مسخ شخصیت، افراد دقیقاً تصویر آینه را «خارجی» یا «تکه‌تکه» تجربه می‌کنند؛ یعنی این متن یک پدیدهٔ بالینی را شاعرانه روایت کرده است. آیا تپش قلب را می‌توان «من» نامید؟

راهکار:

این متن را به «گفت‌وگو با تکه‌ها» تبدیل کن: از زبان هر تکهٔ آینه (خاطره، رابطه، رویا) یک جمله بنویس؛ تپش قلب را هم به‌عنوان راویِ ناظر اضافه کن. نتیجه یک مونولوگ چندصدایی می‌شود که خلاء را به اثر هنری بدل می‌کند.

مشابه ها