مرا ببر آنجا که بودنت تمام نشود؛ جمله ناب عاشقانه:
در روانشناسی عشق، پدیدهی «ادغام خود با دیگری» باعث میشود غیبت معشوق مانند قطع عضو خیالی درد بیافریند؛ مغز در نبود او همان مسیرهای عصبیِ درد فیزیکی را فعال میکند. از سوی دیگر، مفهوم «بودن بیپایان» در فیزیک به «میدان» شباهت دارد: حضور نه در یک نقطه، که در کل فضا منتشر است. در ادبیات فارسی هم «بقای بعد از فنا» در تصوف دقیقاً همین پارادوکس را دارد: انسان وقتی محو معشوق میشود، تازه به ابدیت میرسد.
راهکار:
این جمله را میتوان بهجای یک مکان، یک حالت ذهنی دانست: جایی که معشوق در ذهن تو به یک میدان مغناطیسیِ دائمی تبدیل میشود و هر لحظه، حتی در نبودنش، حضورش را تجربه میکنی.