بخشش نکردن و مفهوم خدای شخصی:
در روانشناسی شناختی، «بخششناپذیری» اغلب ریشه در «نقض ارزشهای بنیادین» دارد. جالب اینجاست که در متون ادیان ابراهیمی، خدا هم «غفور» است هم «منتقم». این دوسویگی دقیقاً همان جایی است که جملهتان ایستاده: مرز میان رحمت مطلق و عدالت مطلق. آیا میتوان خدایی را پرستید که هر چیزی را میبخشد، بدون آنکه عدالتش زیر سؤال برود؟
راهکار:
این جمله تضادی عمیق بین عدالت الهی و بخشش بیقیدوشرط را نشان میدهد. شاید بتوان آن را از منظر روانشناسی دینی بازتعریف کرد: آیا خدایی که هر گناهی را میبخشد، همچنان عادل است؟ یا این جمله بیشتر بیانگر مرزهای شخصیِ ایمان است تا نفی رحمت؟