هیچکس شدن در رابطه؛ وقتی دوستی به بیتفاوتی میرسد:
در علوم اعصاب، تجربهٔ طرد شدن همان نواحی از مغز را فعال میکند که درد فیزیکی را پردازش میکنند؛ یعنی «هیچکس شدن» برای مغز معادل سوختگی درجهیک است. پژوهشها نشان میدهد طرد اجتماعی حتی خاطرهٔ دردناکتری از شکست عشقی باقی میگذارد، چون حس تعلق از نیازهای اولیهٔ بقاست. چه چیزی همین «هیچکس بودن» را ماندگارتر از دعوا میکند؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهٔ دیگری دید: گاهی بیتفاوتی، تلخترین شکل جدایی است، چون نه حرفی برای گفتن مانده و نه دلی برای جنگیدن. شاید ارزشش را داشته باشد که از خودت بپرسی: آیا این «هیچکس شدن» واقعاً ناگهانی بود یا مدتها بود که آرامآرام شکل میگرفت؟