هیچکس موندگار نیست؛ آدمها موقتیاند:
در روانشناسی تکاملی، طردشدن از گروه برای نیاکان ما بهقدری خطرناک بود که مغز هنوز «رفتن آدمها» را مثل درد فیزیکی پردازش میکند. این حس که هیچکس موندگار نیست، یک خطای ذهنی نیست؛ مکانیزم هشدار بقاست. اما حافظه برعکس عمل میکند: خود آدمها میروند، اثرشان میماند. کدام اثرشان در تو ماندگار شد؟
راهکار:
شاید «موندگار نبودن» آدمها نقطهضعفشان نیست؛ نشانهای از این است که تو ظرفیت تجربههای تازه را داری. آنچه میماند، ردّی است که هر رفتن در تو جا میگذارد، نه خود آدمها.