شعر انتظار بی نتیجه: عمری که در انتظار تو گذشت:
تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد مغز در حالت انتظار، فعالانه زمان را کش میآورد؛ ناحیهی اینسولا که مسئول ادراک زمان است، با عدمقطعیتِ «کی میرسد؟» بیشتر فعالیت میکند و همین باعث میشود یک دقیقهی انتظار در درون، سه دقیقه به نظر برسد. پس «سرآمد عمر» نه فقط استعاره، که تجربهی عصبیِ طولانی شدنِ زمان در بلاتکلیفی است. سؤال: آیا ما منتظرِ دیگری هستیم یا منتظرِ رهایی از همین کشآمدن؟
راهکار:
این بیت را از زاویهی «انتظارِ آدمی از خودِ ایدهآلش» هم میتوان خواند؛ انگار «تو» همان نسخهی بهتری است که هیچوقت قرار نیست بیاید. این بازخوانی، حسرت را از عاشقانهی بیرونی به گفتوگوی درونی تبدیل میکند و لایهی تازهای به متن میدهد.