هروقت گرسنه بودم بغضم را خوردم؛ خشم و گرسنگی:
گرسنگی نهتنها قند خون، که سروتونین مغز را هم پایین میآورد؛ افت سروتونین یعنی آمیگدال، مرکز خشم، از کنترل پیشانی خارج میشود. پس گرسنهترین آدمها از نظر عصبی، کمتحملترینها هستند. حالا تصور کن کسی در همین حالت بغضش را هم قورت بدهد؛ یعنی دوبار گرسنه ماندن: یکی برای شکم، یکی برای کرامت. در طول تاریخ، همین ترکیب، انقلابها را به دنیا آورده است.
راهکار:
گرسنگی فقط شکم را خالی نمیکند؛ وقتی گرسنهای و مجبوری بغضت را هم قورت بدهی، یعنی داری گرسنگی را به جای غذا هضم میکنی. این بغض فروخورده، سندِ تنهایی نیست؛ سندِ زیستن در شرایطی است که آدم برای ماندن، خشمش را خاموش میکند.