فرار از زندگی؛ صدایی که رهایت نمیکند:
در روانشناسی، تعارض اجتناب-گرایش دقیقاً همین است: یک محرک واحد هم جذاب است هم تهدیدآمیز؛ آمیگدال و هسته اکومبنس همزمان فعال میشوند. مغز برای حل این تعارض، گاهی به «گریختن» متوسل میشود، حتی وقتی منبع صدا منبع معناست. در پژوهشهای مینر، موشها به سمت محرک دردناک ولی آشنا برمیگشتند؛ آشنایی از لذت نیرومندتر است. آیا گریختن از صدا، خودش پاسخ به صدا نیست؟
راهکار:
این یک فرار ساده نیست؛ شاید عقب کشیدن از زندگیِ پر سر و صدا، تنها راه شنیدن صدای واقعی آن است. گاهی فاصله گرفتن، خودش نوعی پاسخ دادن است.