گریه درونی بیاشک؛ وقتی تمام وجودت فریاد میزند:
در روانشناسی به این «گریهٔ خاموش» یا «نمگرفتگی عاطفی» میگویند؛ وقتی مغز جلوی اشک را میگیرد، کورتیزول و آدرنالین از مسیرهای دیگر تخلیه میشود: سردرد تنشی، درد قفسه سینه، یا انفجار خشم ناگهانی. جالبتر اینکه در اسکن fMRI، سوگِ افسردهشده همان نواحی را فعال میکند که گریهٔ واقعی، اما مدار اشک به عمد مهار شده است. به همین دلیل بدن «گریه میکند» حتی اگر چشمها خشک بمانند.
راهکار:
معنای این جمله شاید این باشد که درد از مسیر اشک عبور نکرده، از مسیر استخوانها و عضلات رفته است؛ بدن تو جای امنی برای فریاد است، حتی اگر چشمهایت سکوت کرده باشند.