وقتی گریه کردن هنر میشود؛ شعر غلام و هنرمندی:
در روم باستان، «پیشسوگواران» زنانی بودند که برای گریهکردن حرفهای در مراسم تدفین استخدام میشدند و هنرشان در میزان اشک و شیون سنجیده میشد. ارسطو نیز کاتارسیس یا پالایش روانی از طریق تراژدی را نوعی تخلیهٔ احساسی هنرمندانه میدانست. شاید گریهٔ شاعر در این بیت، همان اجرای کاتارسیس است. آیا گریهٔ هنری تأثیر عمیقتری از گریهٔ واقعی دارد؟
راهکار:
گریه کردن میتواند مثل یک اجرای هنری عمل کند: رهاسازی احساسات در برابر دیگران، نه نشان ضعف که نمایشی از عمق انسانی. شاید گریهات را به آهنگی یا نقاشی تبدیل کنی؟