جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

گرفتار خاطرات

1 پست
متن های گرفتار خاطرات / بهترین متن گرفتار خاطرات [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
کار سن نیست که اینگونه زمین گیر شدم
من به اندازه غم های دلم پیر شدم

نه به دنبالِ جوانی، نه پیِ هیچ‌ کسم
در میانِ قفسِ سینه، زمین‌گیر شدم

آن‌قدر در پیِ نوری که نمی‌آمد، گشتم
تا که در ظلمتِ این خاطره‌ها، پیر شدم

روزگارم ورق افتاد و ندانست کسی
که من از غصه‌یِ ناگفته، چه‌سان سیر شدم

رفتم از یادِ جهان، گرچه در این دایره‌وار
مثلِ یک لحظه‌یِ بی‌هوده، به زنجیر شدم️
4.3
غمگین فلسفی پیر شدن از غصه غم ناگفته احساس پیری زودرس گرفتار خاطرات
تحقیقات روان‌اعصاب نشان می‌دهد سرکوب احساسات و ناگ...

شعری از پیری زودرس ناشی از غم‌های ناگفته:

تحقیقات روان‌اعصاب نشان می‌دهد سرکوب احساسات و ناگفته‌ها مستقیماً با کوتاه‌شدن تلومرها (کلاهک‌های محافظ کروموزوم‌ها) و تسریع پیری سلولی مرتبط است. غمی که بازگو نشود، واقعاً ژن‌های پیری را فعال می‌کند. سوالی که پیش می‌آید: آیا ناگفته‌هایتان را دفن کرده‌اید یا آزادشان کرده‌اید؟

راهکار:

این شعر تصویری دقیق از پیری روانی‌ست که ربطی به سن ندارد. اگر حس می‌کنید بار ناگفته‌ها روی دوشتان سنگینی می‌کند، شاید وقت آن رسیده که یک «نامه به خود» بنویسید و همه‌چیز را روی کاغذ بیاورید – حتی اگر هیچ‌کس نخواند.

مشابه ها