گردنمو کبود کن؛ جای گریه و چشای کبود:
اشکِ احساسی برخلاف اشکِ پیازی، هورمونهای استرس مثل کورتیزول را دفع میکند و بعدش حالِ آدم بهتر میشود؛ اما مکیدنِ گردن با شکستن مویرگها، خون را زیر پوست جمع میکند و در موارد نادر اگر لخته از سیاهرگ گردن جدا شود، ممکن است به مغز برسد و سکته ایجاد کند. بدن اینجا بین تسکین و خطر ایستاده. چرا دردِ انتخابی همیشه شیرینتر از دردِ تحمیلی است؟
راهکار:
اینجا داری میگویی بهجای اشکِ غم، ردِ عشق بماند؛ این جابهجاییِ درد، از گریه به یک نشانهی فیزیکی خواستن، نوعی تصاحبِ روایت رابطه است.