فرق عشق و هوس؛ دلواپسی مادر و گیر دادن:
این جمله یک خطای شناختی را برملا میکند: مغز ما به «تازگی» پاداش میدهد و به «تکرار» عادت میکند. محبتِ دائمی مادر بهخاطر تکرار، در مدار پاداش کمرنگ میشود، درحالیکه رفتار غیرقابلپیشبینی غریبه، دوپامین و هیجان را بالا میبرد. به این پدیده در روانشناسی «سازگاری لذت» یا hedonic adaptation میگویند؛ همانطور که بوی عطر بعد از چند دقیقه حس نمیشود، عشقِ همیشهحاضرِ مادر هم نادیده گرفته میشود. آیا قرار است فقط چیزهایی را عشق بنامیم که تازه و پرتنشاند؟
راهکار:
میتوان این متن را برعکس هم خواند: گیر دادن مادر، زبان عشقی است که هنوز به هوس آلوده نشده؛ همان امنیتی که هیچ غریبهای نمیتواند بدهد. دفعه بعد که حرف مادر تکراری شد، به جای فرار، آن را نوازشی بدان که فقط سروصدا دارد.