سرگردانی زیر گنبد کبود؛ قصهای بیپایان:
اثر زیگارنیک میگوید ذهن، داستانهای ناتمام را تا ۹۰٪ بهتر از داستانهای کامل به خاطر میسپارد؛ چون مغز برای بستنِ انتهای باز، دائماً مدار پیشبینی را روشن نگه میدارد. از سوی دیگر، کلاغ در اساطیر ایرانی اغلب پیامآور یا واسطهی غیب است و حذف آن یعنی قطع دسترسی به پیام و مقصد. زیر گنبد کبود هم در رباعیات خیام استعارهی آسمانِ بسته اما بیکران است. آیا این سرگردانی همان موتور جستوجوی معناست؟
راهکار:
در روانشناسی وجودی، این حسِ معلق بودن و بیپایانی را «اضطراب معنا» مینامند. اگزیستانسیالیستها آن را نه نشانهی بنبست، بلکه موتور محرک جستوجو و آفرینش میدانند؛ برای همین همین سرگردانی میتواند به شعر، فلسفه یا تصمیمی تازه تبدیل شود.