کمپلیمنت عاشقانه: گناهه وگرنه میگفتم خدایی:
در روانشناسی، ممنوعیت جذابیت را بالا میبرد؛ مغز برای چیزهای نایاب یا تابو دوپامین بیشتری آزاد میکند. در شعر فارسی هم معشوق تا مرز «بت» و «خدا» بالا میرفت و شاعر با «گناه» خواندن این تعریف، هم آن را شیرینتر میکرد و هم از تیغ تکفیر میگریخت. گناه، اینجا ادویهٔ تعریف است.
راهکار:
این جمله تعریف را در قالب گناه میپیچد تا مخاطب از لابهلای خط قرمزها آن را جدیتر بخواند؛ مثل شوخیای که پشتش پنهانیترین تحسین ایستاده است.