گم شدن بین آدمها و احساس تنهایی:
در روانشناسی اجتماعی «اثر تماشاگر» را داریم: هرچه تعداد آدمها بیشتر باشد، احتمال پذیرش مسئولیت کمتر میشود؛ مغز فرض میکند دیگری اقدام میکند. حتی در جمعهای صمیمی، انتظار «پیدا شدن» بدون نشانهٔ مستقیم معمولاً به سرخوردگی میرسد. آیا گم شدن در جمع، بیش از رها شدن، نتیجهٔ سیگنالهای نامرئی است؟
راهکار:
شاید «گم شدن بین آدمها» نه فقط دربارهٔ کم شدن آنها باشد، بلکه دربارهٔ نامرئی شدن تدریجی خودت؛ وقتی شباهتها را کپی میکنیم، آدرس اصلیمان محو میشود. بازخوانی این جمله با این زاویه، تنهایی را از «آنها پیدایم نکردند» به «من کجا خودم را پنهان کردم» تغییر میدهد.