از کسی انتظاری نیست؛ ته معرفت و غرق شدن دریا:
در روانشناسی اجتماعی به این حالت «بیاعتمادی پیشگیرانه» میگویند؛ مغز برای اجتناب از دردِ طرد شدن، انتظار را خاموش میکند. اما پژوهشها نشان میدهد صفرسازی انتظارات، ترشح دوپامین در تعاملات بعدی را هم کم میکند و به «بیلذتی اجتماعی» میرسد. جالب اینکه در متون عرفانی، «دریا» استعاره از فنا و رهایی از خود است؛ اینجا اما بهجای رهایی، گورستان توقعات شده. آیا انتظار نداشتن، آزادی است یا بیهوشیِ رابطه؟
راهکار:
این جمله را میتوان بهجای پایانی تلخ، نقطهٔ شروع یک صلح درونی خواند: وقتی از کسی طلبکار نیستی، دریا دیگر تهدید نیست؛ فقط عمقی است که دیگر لازم نیست در آن شنا کنی.