وقتی شعر نجات نمیدهد، غرق میکند:
تحقیقات روانشناسی نشان میدهد هنر میتواند هم «کاتارسیس» (تخلیه هیجانی) باشد و هم «ترومای ثانویه» (بازآفرینی درد). جالب اینجاست که ساعت ۳:۰۳ دقیقهای که ثبت کردی، در علوم اعصاب به «ساعت گرگ» معروف است – زمانی که مغز در خواب REM بیشترین پردازش هیجانی را دارد و ذهن ناخودآگاه در اوج آسیبپذیری است. شاید شعر دقیقاً در همین لحظه مرزی، نه نجاتدهنده است و نه غرقکننده، بلکه آینهای خنثی از خودت. آیا تا به حال شده یه شعر، برعکسِ انتظارت، تو رو از غرق شدن نجات بده؟
راهکار:
این پارادوکس رو میتونی با یه پرسش عمیقتر گسترش بدی: آیا شعر واقعاً نجاتدهنده است یا آینهای که عمق تاریکی رو نشون میده؟ شاید همین غرق شدن، خودش نوعی نجات از توهم باشه.