سقوط بیپایان و درد بیفرجام:
از دید ناظر بیرونی، یک جسم در حال سقوط به درون سیاهچاله هرگز به نقطهی تکینگی نمیرسد؛ اتساع زمان باعث میشود سقوط آن برای همیشه ادامه یابد. جالب اینجاست که این بیپایانی فروپاشی، صرفاً یک توهم ریاضی نیست، بلکه پیشبینی نسبیت عام است. درست مانند شعری که گفتید: سوختن بدون جاندادن. حالا تصور کنید آگاهی شما در این مرز بیزمانی گیر کند؛ آیا هنوز 'شما' هستید؟
راهکار:
این حس سقوط بیپایان شاید شبیه مرحلهی مایع شدن کرم ابریشم در پیله باشد؛ درست پیش از تولد پروانه، همه چیز از هم میپاشد و شما نه میمیرید و نه فرود میآیید. شاید آخرین مرحلهی دگردیسیتان همین باشد.