مرا در سکوتِ خویش، صدایی است گنگ و دور
که در هیاهویِ خود، گم شده، چون موجِ پرغرور
به کجا میروم؟ این مسیرِ بینشانِ من
کدام سایه مرا میخواند، در این غربتِ عبور؟
نه امیدی به فردا، نه یادی زِ دیروز
فقط این لحظهیِ اکنون، پُر از بغضِ پرشور
چو گَردی در هوا، بیهدف میچرخم
نه مقصدی، نه راهی، نه یاری، نه یارِ صبور️
که در هیاهویِ خود، گم شده، چون موجِ پرغرور
به کجا میروم؟ این مسیرِ بینشانِ من
کدام سایه مرا میخواند، در این غربتِ عبور؟
نه امیدی به فردا، نه یادی زِ دیروز
فقط این لحظهیِ اکنون، پُر از بغضِ پرشور
چو گَردی در هوا، بیهدف میچرخم
نه مقصدی، نه راهی، نه یاری، نه یارِ صبور️
5.0
فلسفی تنهایی احساس گمگشتگی بیهدفی در زندگی سکوت درونی غربت وجودی دقیقاً همین حس «بیهدفی» در نوروساینس با فعالشدن ...