غریبگی در میان جمعیت؛ نشانه تنهایی یا انتخابِ خلوت؟:
مغز انسان هنگام طردشدن اجتماعی، همان شبکههای درد فیزیکی را فعال میکند؛ اما پژوهشها نشان داده حضور غریبهها این حس را کم نمیکند مگر اینکه ارتباطِ معنادار شکل بگیرد. در واقع «خلوتِ انتخابی» با تنهاییِ تحمیلی از نظر هورمونی فرق دارد: کورتیزولِ تنهایی بالا میرود، در حالی که خلوتِ خودخواسته با آرامشِ پاراسمپاتیک همراه است. این جمله، مرز باریک میان این دو را نشان میدهد؛ پس این قلعه، پناهگاه است یا زندان؟
راهکار:
این جمله را میتوان بازتعریف کرد: غریبگیِ میان جمعیت، همیشه طردشدگی نیست؛ گاهی مرزِ سالمِ روانی است و همانجایی است که آدم برای شنیدن صدای خودش به آن پناه میبرد.