احساس فراموش شدن و غمی که تنها همدم ماند:
مغز انسان خاطرات هیجانی، بهویژه غم را با وضوح بیشتری از شادی ذخیره میکند؛ آمیگدال در ثبت رویدادهای منفی فعالتر است و به همین دلیل بعد از تنهایی، غم را واضحتر از حضور دیگران به یاد میآوریم. در ادبیات فارسی هم غم اغلب تنها همراه وفادار تصویر میشود؛ انگار ذهنِ تنها، برای فرار از خلأ، حتی به درد هم پناه میبرد. آیا غم واقعاً وفادار است یا ما آن را به زور همراه میکنیم؟
راهکار:
از نگاه روانشناسی، غم وقتی تنها مهمان آدم میشود، ذهن به او نقش یک شاهد وفادار میدهد؛ انگار تنها چیزی که فراموشت نکرده، بازتابِ خودِ تویی.