حسرت شادیهای از دسترفته و پناه بردن به سیگار:
در منحنی U شکل شادی، میانهی دههی بیست تا سی پایینترین نقطهی رضایت از زندگی است؛ دقیقاً همان بازهای که خیلیها برای اولین بار سیگار را جدی میکنند. نیکوتین با آزادسازی دوپامین، توهم جبران شادیِ از دسترفته را میسازد، اما گیرندههای دوپامین را کمعیار میکند و مغز را نسبت به لذتهای طبیعی سختگیرتر. سیگار جای شادی را نمیگیرد، آن را گروگان میگیرد.
راهکار:
سیگار اینجا بیشتر از یک عادت، نماد پلی است که مغز بین آرزوی شادی و نبودِ پاداش واقعی میزند. در چنین حالتی، دود جای یک آیین خاموشِ تسلی را میگیرد، نه خود لذت؛ برای همین در حسرت جمعی، «سیگاری شدن» یعنی تلاش برای برگرداندن کنترلی که از دست رفته است.