غم میگذره اما صبر میخواد: راز جمله «میگذره و غمی نیست»:
در روانشناسی پدیدهای داریم به نام «اتساع زمان هیجانی»: وقتی مغز درگیر احساسات منفی است، تپشهای دوپامینرژیک در هستهٔ اکومبنس تغییر کرده و درک ما از ثانیهها کش میآید. اینطور نیست که زمان واقعاً کند شود، بلکه مغز با ثبت جزئیات بیشتر، خاطرهای متراکم میسازد. آن «مدت کم» که در متن میگوید، در واقع توهمی عصبی است که تکامل برای بقا طراحی کرده تا از اشتباهات درس بگیریم. اگر بدانیم این کندی فقط ساختهٔ ذهن ماست، آیا تحملش آسانتر میشود؟
راهکار:
زمان در رنج کش میآید، اما این کشآمدگی خودش نشانهای از کارکرد مغز برای پردازش عمیقتر غم است. پس این کندی را نه دشمن، که فرایندی ضروری بدان: درست مانند ترمیم یک زخم که با گذر روزها کامل میشود، نه با فراموشی آنی.