غم مخور؛ حال دوران همیشه یکسان نمیماند:
مغز انسان «سوگیری منفی» دارد: تهدیدها را قویتر از لذتها پردازش میکند، پس روزهای بد را طولانیتر حس میکنیم. اما آمارها نشان میدهند «بازگشت به میانگین» در زندگی واقعاً کار میکند: دورههای سخت، اغلب کوتاهتر از تصور ما هستند و نقطههای اوج و حضیض در گردونهای تکرارشونده میچرخند. اگر هیچ چیز دائمی نیست، چرا مغز ما روزهای سخت را ابدی میپندارد؟
راهکار:
در روانشناسی مثبتگرا، اصلی به نام «ناپایداری عواطف» داریم: همانطور که شادیها گذرااند، غمها نیز ماندگار نیستند. ذهن ما به دلیل سوگیری منفیگرایی، سختیها را دائمیتر از آنچه هستند احساس میکند، اما گردش روزگار همواره به سوی تعادل میرود.