ترس از کوچ؛ غمِ اوجو ندیده:
جالب است که مغز، طرد اجتماعی و درد فیزیکی را در یک مدار عصبی مشترک پردازش میکند. درد عاطفی «کوچ» میتواند واقعاً جسم را آزار دهد. آیا این ترس، بازتابی از غریزه بقای اجداد کوچنشین ماست؟
راهکار:
این حس را میتوان به «سندرم قلب شکسته مهاجران» پیوند زد؛ یک پدیده روانتنی واقعی که استرس جدایی از خانه را فیزیکی میکند. شاید نوشتن نامهای به شهری که ترکش کردید، به پردازش این غم کمک کند.