چرا شبیه بقیه بودن خطرناکتر از متفاوت بودن است؟:
آزمایشهای سولومون اش در دهه ۱۹۵۰ نشان داد وقتی اعضای گروه به عمد خط واضحاً کوتاهتر را بلندتر معرفی میکردند، حدود ۷۵٪ شرکتکنندهها حداقل یک بار همرنگ جماعت شدند و جواب درست را انکار کردند. مغز هنگام مخالفت با اکثریت، الگوی پردازش درد جسمی را فعال میکند؛ یعنی متفاوت بودن واقعاً هزینهی عصبی دارد. اما جوامعی که به فردیت بها میدهند، از همین مقاومت، نوآوری میسازند. سؤال: این هزینه را برای چه کسی میپردازیم؟
راهکار:
این جمله فقط یک نصیحت نیست؛ یک مشاهدۀ دقیق روانشناختی است: هر دو حالت ترس، ریشهی تکاملی دارند. ترس از متفاوت بودن به خطر طرد شدن از گروه برمیگردد، و ترس از شبیه بقیه بودن به ترس از گم کردن هویت فردی. در واقع انسان میان دو سیستم انگیزشی باستانی گرفتار است؛ یکی اتصال به جمع، دیگری تمایز و استقلال. پارادوکس اینجاست که هر دوی این ترسها طبیعیاند و انتخابِ نهایی به تعریف ما از «خودمان» بستگی دارد.