اعتماد از بین رفته؛ تنها فرصتی که دیگر داده نمیشود:
مغز انسان خیانت را شبیه درد فیزیکی پردازش میکند؛ نواحیای مثل قشر کمربندی قدامی هنگام بیاعتمادی فعال میشوند. بهدلیل «سوگیری منفیگرایی»، یک ضربه به اعتماد چندین برابر تعامل مثبت برای ترمیم لازم دارد و حافظهٔ هشدار برای بقا ماندگار میماند. به همین دلیل است که اعتماد برخلاف خیلی چیزها، نسخهٔ دوم ندارد؛ چون مغز برای بقا، خطای مشابه را گرانتر از فرصت دوباره حساب میکند.
راهکار:
اعتماد مثل شیشه نیست که با چسب به حالت اول برگردد؛ اما میتوان از ترکهایش نقش جدیدی ساخت. به جای بازگرداندن اعتماد قبلی، گاهی باید اعتماد را از نو، با مرزهای تازه و آگاهی بیشتر ساخت.