ملکه جهنم خودم؛ نه فرشته بهشت بقیه:
در روانشناسی تحلیلی یونگ، بخشهای طردشدهی شخصیت «سایه» نام دارد؛ انکار سایه برای فرشتهی دیگران ماندن، اغلب به فرسودگی نقش و خشم خاموش میانجامد. جملهی «بهتر است در جهنم سلطنت کنی تا در بهشت خدمت کنی» از بهشت گمشدهی میلتون، قرنهاست به استعارهای برای پذیرش خویشتن واقعی و خودمختاری بدل شده؛ جهنمِ خودمختار بهجای بهشتِ تحمیلی.
راهکار:
این جمله را میتوان جابهجایی قدرت از تصویر ایدهآل به خویشتن واقعی دانست؛ «جهنمِ» خودمختار، پذیرش سایههاست و «بهشتِ» تحمیلی، اسارت در نقش فرشته برای دیگران. جهنمِ آگاهانه اینجا استعارهای از مالکیت بر زندگی است، نه ویرانی.