فرق احساس تنهایی با تنها بودن؛ چرا تنها ماندن بد نیست؟:
پژوهشهای عصبشناختی نشان میدهد که احساس طرد اجتماعی در مغز، دقیقاً همان مدارهای درد جسمی یعنی قشر سینگولیت قدامی را فعال میکند؛ پس «دل شکستن» فقط یک استعاره نیست، درد واقعی است. جان کاچیوپو، از بزرگترین محققان تنهایی، دریافت که انزوای ذهنی مزمن سطح کورتیزول را بالا میبرد و التهابی معادل استعمال ۱۵ نخ سیگار در روز ایجاد میکند. تنها بودن انتخاب است، اما احساس تنهایی یک وضعیت فیزیولوژیک است.
راهکار:
انگار «تنها بودن» جای خالیِ دوروبر آدم است، ولی «احساس تنهایی» جای خالیِ درون آدم؛ یکی جغرافیاست، یکی زخم. بسط این متن میتواند به تصویر کسی برسد که میان جمع غریبهها نشسته و صدایش چند متر آنطرفتر از خودش میپیچد.