نقاب اجتماعی یا چهره واقعی؛ مسئله این است:
در روانشناسی یونگ، «پرسونا» نقابی است برای پذیرش اجتماعی؛ اما مغز پس از مدتی تظاهر دچار خطای خودادراکی میشود و خودِ واقعی را با نقاب اشتباه میگیرد. در کمدیا دلآرته، دلقک تنها شخصیتی بود که اجازه داشت حقیقت را بیپرده بگوید، چون کسی او را جدی نمیگرفت. آیا نقاب هم میتواند بخشی از خود واقعی باشد؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویه نظریه یونگ هم دید: «نقاب» یا پرسونا لزوماً دروغ نیست، بلکه رابطۀ خودِ درونی با جامعه است؛ دلقک حرفهای دقیقاً کسی است که مرز این دو را آگاهانه به بازی میگیرد.