عشق غیرمنتظره؛ وقتی فرضیههایت به هم میریزد:
در مغزِ عاشق، مدار پاداش همان مسیر اعتیاد است؛ دوپامین بالا میرود و قشر اوربیتوفرونتال که خطای منطق را ارزیابی میکند، آرام میگیرد. یعنی عاشقی فقط یک حرفِ احساسی نیست، یک حالت عصبیِ شبیه به مسمومیت است. پژوهشها نشان میدهند در ۶ تا ۱۸ ماه اول، سطح سروتونین فرد عاشق پایین میآید و رفتارهای وسواسگونه شبیه OCD بروز میکند. پس اینکه «همه فرضیهها ریخت بهم» دقیقترین توصیفِ بیوشیمیایی است. سؤال اینجاست: آیا عاشق شدن را انتخاب میکنیم یا انتخابِ ماست؟
راهکار:
این جمله را یک سفر علمی ببین: عشق فرضیه نیست، مشاهدهی تجربی است که نظریهی قبلی را باطل میکند. حالا به جای بازسازی فرضیهی قدیمی، فصل جدیدی از پژوهش میدانی آغاز میشود.