تو شبیه هیچکس نبودی؛ عشقی از سیارهای دیگر:
مغز انسان در عاشقشدن، دوپامین را چنان تنظیم میکند که چهرهی معشوق را از تمام الگوهای قبلی جدا میکند؛ پژوهشها نشان داده ناحیهی تگمنتال شکمی هنگام دیدن معشوق مثل یک سیارهی ناشناخته روشن میشود. این «بیهمتایی» نه توصیف واقعیت، بلکه خطای شناختی بقاست: مغز برای تمرکز منابع تولیدمثل، رقیب را حذف میکند. پس آیا عاشق بودن یعنی انتخاب آگاهانهی یک خطای زیبا؟
راهکار:
هر آدم یک سیاره است؛ عاشق شدن یعنی مهاجرت به دنیایی تازه و یادگیری جاذبههای متفاوت آن.