فرد مناسب یعنی سه بار عاشق شدن؛ با خودت، با او، با زندگی:
در عصبشناسی، عشقِ رمانتیک با سیستم دوپامینرژیک و اکسیتوسین فعال میشود؛ اما نکتهٔ شگفتانگیز این است که «عشق به خود» هم از همان مدار پاداش و قشر سینگولایت قدامی میگذرد. پژوهشها نشان میدهد رابطهٔ امن، سطح کورتیزول را پایین میآورد و فعالیت «پیشپیشانی» را بالا میبرد؛ یعنی همان ناحیهای که خودارزشی را میسازد. پس وقتی میگویی عاشق او شدهای، در واقع مغزت دارد الگوی مراقبت امن را درونی میکند تا بتوانی همان مراقبت را به خودت و زندگی تعمیم دهی. اگر این سه عشق در یک رابطه نباشند، کدامیک زودتر میمیرد؟
راهکار:
این متن را میتوان برعکس هم خواند: اگر فرد مناسبی نیامده، عاشق خودت و زندگی بودن همان مسیرِ رسیدن به اوست؛ عشق به خود، نه نتیجهٔ رابطه، که پیششرطِ رابطهٔ سالم است.