*من قاتل نیستم*
پارت دوم:
از قصههایِ پریان تا نقشههایِ فرار از زندگیِ پر از فریادِ پدر، همهچیز را با هم شریک بودند. نفس،نورِ کوچکِ دنیایِ فیروزه بود؛ تنها کسی که در طوفانِ خانواده، لنگرگاهِ امنِ او بود. هر شب، تا صبح بیدار میماندند، از ترسها و آرزوهایشان حرف میزدند، و در آغوشِ هممعنایِ بودن راپیدامیکردند.
اما آنشب معنایِ بودنبهمعنایِ رفتن تبدیل شد. ️
پارت دوم:
از قصههایِ پریان تا نقشههایِ فرار از زندگیِ پر از فریادِ پدر، همهچیز را با هم شریک بودند. نفس،نورِ کوچکِ دنیایِ فیروزه بود؛ تنها کسی که در طوفانِ خانواده، لنگرگاهِ امنِ او بود. هر شب، تا صبح بیدار میماندند، از ترسها و آرزوهایشان حرف میزدند، و در آغوشِ هممعنایِ بودن راپیدامیکردند.
اما آنشب معنایِ بودنبهمعنایِ رفتن تبدیل شد. ️
3.0
غمگین تنهایی پیوند عاطفی عمیق جدایی عاطفی فرار از مسائل خانوادگی خانواده پرتنش در روانشناسی، به این پدیده 'پیوند تروماتیک' میگوی...